الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

387

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

علم در نزد او حاضر نباشد و از او غايب و نهان باشد ، جاهل و ضعيف باشد ، چنانچه ما اگر علماى خلق را ببينيم كه به عالم ناميده شده‌اند ، مىدانيم كه به جهت علمى است كه حادث شده ؛ زيرا كه در باب آن جاهل بودند و به علم حادثى عالم شده‌اند و بسا است كه علم به چيزها از ايشان مفارقت مىنمايد و باز جاهل مىشوند و خدا را عالم ناميدند ؛ زيرا كه همه چيز را مىداند و به چيزى جاهل نيست . پس خالق و مخلوق ، نام عالم را جمع نموده در آن اشتراك دارند و معنى مختلف است به وضعى كه ديدى . و پروردگار ما را سميع ناميدند ، نه به اعتبار سوراخ گوشى كه در او باشد كه به واسطهء آن آواز را بشنود و به آن نتواند ديد ، چنانچه سوراخ گوشى كه ما با آن مىشنويم نمىتوانيم با آن ببينيم ، و ليكن خدا ، با اين نام خبر داده است به اين‌كه هيچ آوازى بر او پوشيده و پنهان نيست ، نه به طورى كه ما را سميع مىنامند ؛ چه ما در شنيدن محتاج به اين عضويم و ما را شنيدن بدون آن ميسر نمىشود . و پس ما و خدا ، اسم شنوايى را جمع نموده ، شركت لفظى داريم و معنى مختلف است . و همچنين چشم و ديدن به آن ، كه خدا را بصير و بينا مىنامند ، نه به اعتبار سوراخ چشمى است كه داشته باشد و از آن ديده باشد ، چنانچه ما به سوراخ چشمى كه داريم مىبينيم و به آن ، در غير ديدن ، منتفع نمىشويم ، و ليكن خدا بيناست كه شخصى را كه به او نگريسته مىشود بر نمىدارد . يعنى : صورتش در آن جناب نقش نمىبندد ( و اين كلام ظاهر است در آن‌كه ديدن به انطباع است نه به خروج شعاع ) پس ما و خدا اسم را جمع نموده‌ايم و معنى مختلف است . و آن جناب ، قائم است ، نه به اين معنى كه راست ايستاده باشد و بر ساق پا بر پا باشد با سختى و رنج و انواع مشقت ، چنانچه چيزها چنين بر پا شده‌اند ، و ليكن اين لفظ قائم ، خبر مىدهد كه خدا حفظ كننده و مطلع است بر احوال خلق ، چنانچه مردى مىگويد كه : قائم به امر ما و آن‌كه متوجه اصلاح امور ما است ، فلانى است . و خدا است كه نگهبان است بر هر نفسى به آنچه مىكند ؛ از نيكى و بدى . و قائم در كلام عرب ، به معنى باقى نيز آمده ؛ چه آن جناب را زوالى نيست ، و قائم نيز خبر مىدهد از كفايت ، چنانچه به مردى مىگويى كه : به امر پسران فلانى قائم باش . يعنى : مهمات ايشان را كفايت كن . و قائم از ما گروه خلائق بر ساق پا ايستاده باشد . پس اسم را جمع نموديم و معنى آن را جمع نكرديم و در آن با خدا اشتراكى نداريم . و اما لطيف در باب خدا ، به معنى كمى و لاغرى و كوچكى نيست ؛ چنانچه در خلائق